تبلیغات
warcraft ||| - داستان تایکاندریوس Tichondrius
هیچ چیز غیر طبیعی وجود نداره.....

داستان تایکاندریوس Tichondrius

پنجشنبه 14 بهمن 1389 01:15 ب.ظ

نویسنده : سیاوش صفاریان
ارسال شده در: داستان ،

لقب(ها)

تیره‌گر

جنسیت

مذکر

نژاد

ناترزیم

کلاس شخصیت

لرد وحشت، جادوگر، نکرومانسر

طرفدار

لژیون سوزان

شغل

رهبر لردان وحشت، رهبر ویژه عملیات نفوذی، جاسوس لژیون

مکان

نامعلوم

وضعیت

توسط ایلیدان طوفان‌خشم کشته شد

تایکاندریوس یا Tichondrius فرمانده‌ی لردهای وحشت Dread Lords و گمارده‌ی کیل جیدن برای ریز نظر گرفتن لیچ کینگ بود تا مراقب او بوده و مطمئن شود که لیچ کینگ دستورات کیل جیدن را تمام و کمال انجام می‌دهد.

نبرد پیشینیان

در هیچ یک از مراحل نبرد پیشینیان حاضر نبود. گرچه در هنر نبرد ۳ بطورمستقیم وارد عمل شد. حتی اشاره‌ای به نام او در سه‌گانه نبرد پیشینیان نشده است. شاید او نقش قابل توجهی در آن زمان ایفا نمی‌کرده است.

هنر نبرد ۳ : سرزمین آشوب

آرتاس پس از به دست آوردن شمشیر فراستمورن به لیچ کنیگ پیوست و پدرش و همچنین لرد وحشت مالگانیس را که عامل پلید شدن مردمش و پیوستن آنها به آندد بود کشت. سپس برای ملاقات لیچ کینگ به سمت نرثرند رهسپار شد. در راه تایکاندریوس را ملاقات کرد و پنداشت که او مالگانیس است و از زنده ماندن او بسیار تعجب کرده و عصبانی شد و از تایکاندریوس پرسید: که ای مالگانیس چگونه زنده مانده‌ای؟ تایکاندریوس به او گفت که من هم همانند مالگانیس لردوحشت هستم ولی من خود او نیستم بلکه من در جبهه‌ی تو قرار داشته و با تو دوست می‌باشم. آرتاس این حرف او را قبول کرده و از تایکاندریوس پرسید که حال از من چه می‌خواهی؟ تایکاندریوس به او گفت که تعدادی از کاهن‌های آندد در شهری در این نزدیکی که از آن انسان هاست در بین مردم عادی پنهان شده‌اند. تو باید آنها را پیدا کرده و نزد من بیاوری و الباقی مردم شهر را بکشی. آرتاس چنین کرد و تایکاندریوس به او گفت حالا وظیفه ی دیگری داری و آن زنده کردن کلتوزارد است که قبلا او را کشته است. سپس گفت اول باید بقایای جسد او را از قبر بیرون بیاوری و تمام پالادین‌های گروه دست نقره‌ای را بکشی و کوزه‌ی خاکستر بدن شاه ترناس را از فرمانده‌ی آنان لرد اوتر بگیری و به من بدهی تا بقیه کارهایی را که باید انجام دهی به تو بگویم. آرتاس این کارها را انجام داد. بعد تایکاندریوس به او گفت که برای زنده کردن کلتوزارد به یک منبع جادویی قویی نیاز است که تنها منبع موجود چشمه‌ی خورشید الف‌های عالی بود. باید بقایای جسد کلتوزارد را درون این چشمه بیندازی تا زنده شود. در این هنگام روح کلتوزارد ظاهر شده و به آرتاس می‌گوید که لردهای وحشت از جمله تایکاندریوس قابل اعتماد نیستند. آرتاس این دستورات را انجام می‌دهد و با سیلوانس بادپا می‌جنگد و سیلورمون شهر الف‌ها و نیز نژاد الف‌های عالی را نابود می‌کند. سپس کلتوزارد را زنده می‌کند و به همراه او کتاب جادوی آخرین محافظ مدیو را که در دالاران قرار داشته به دست آورد می‌آورد و کلتوزارد به کمک این کتاب و به دستور تایکاندریوس دروازه‌ای در دالاران برای ورود آرکیماند سرور تایکاندریوس و فرمانده‌ی لژیون سوزان به دنیای ازروت باز می‌کند. در این هنگام آرکیماند قول فرماندهی نامردگان غضب را که لیچ کینگ به وجود آورنده و فرمانده‌اش بود را به تایکاندریوس می‌دهد و باعث خوشحالی او می‌شود. در نهایت لیچ کینگ به وسیله‌ی آرتاس، ایلیدان را تحریک کرده و به او قول قدرت می‌دهد و ایلیدان هم فریب او را خورده و تایکاندریوس را می‌کشد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -